طراحی فکر، کلید جدید مدیریت فرآیند کسب و کار است

BPM (مدیریت فرآیند کسب و کار) مفهومی جهانی است که در کشورهای مختلف شباهت های چشمگیری دارد. در همین راستا، متن زیر را به نقل از جین اریکسون از سوئد برایتان آورده ایم. وی در کشورهای اروپای شمالی در زمینه مدیریت فرآیند کسب و کار به صورت حرفه ای کار می کند: اخیرا” مقاله ای از آنا ریلاندر محقق سوئدی (دانشگاه گوتنبرگ) در مورد تفکر طراحی خواندم.

در سال های اخیر جار و جنجال زیادی در مورد تفکر طراحی (Design thinking) به راه افتاده و تأکید بیشتری بر شیوه «تفکر خارج از چارچوب» (برای یافتن راه حل و خلق گزینه های مختلف) جهت حل مشکلات -به جای انتخاب از میان گزینه های مشابه (مفهوم بنیادی توافق اکثریت)- به راه افتاده است. یکی از مثال های محبوبی که اغلب در مورد خروجی تفکر طراحی مطرح می شود، آی پد است. اما حیطه کاری ما مدیریت فرآیند کسب و کار است و بنابراین باید به این مسئله بپردازیم که یک متخصص BPM می تواند از تفکر طراحی چه چیزی بیاموزد.

 

راه منطقی حل مشکلات

بیاید در ابتدا مشخص کنیم که در شیوه سنتی، یک متخصص BPM جهت حل مشکلات کسب و کار با چه مسائلی درگیر است. یک دانش ورز (Knowledge worker) در محیط معمول کسب و کار، چهار ایده اساسی را به میان می آورد:

  • دانش بر مبنای عقل و به صورت تئوری بوده و این یعنی دانش در دستان متخصصان آموزش دیده است.
  • مشکلات با وجود پیچیدگی، رام شده و علمی هستند و تعاریف و مرزهای آنها، شفاف و روشن می باشد. واژه دیگری که برای این مسئله استفاده می شود، «افزایشی» ( incremental) است.
  • مشکلات بسیار منطقی هستند.
  • آنها با استفاده از تعامل کلامی (میان افراد)، ارزش ایجاد می کنند، از سؤالات، اطلاعات کسب می کنند و سپس دانش ورزان، تجارب و مهارت های خود را به همراه این دانش و اطلاعات به دست آمده، مورد استفاده قرار می دهند تا پاسخ را توسعه دهند.

آنها به طور معمول، مشکلات را حل نموده و فرآیندها را به صورت خطی -با استفاده از تئوری مبتنی بر دانش- تعریف می کنند تا مشکلات پیچیده تر را حل کنند. در محیط کسب و کاری که به صورت سلسله مراتبی است، این شیوه به خوبی جواب می دهد. این ابزار برای این کار مناسب بوده و مدیریت برای خلق خروجی، از آنها استفاده می کند.

 

طراحی راهی برای حل مشکلات

زمانی که می خواهید چهار مفهوم و فرآیند فوق را با الگو و فرآیند طراحی فکر مقایسه کنید، مسئله کمی متفاوت می شود. مواردی که در ادامه آورده شده است، برخی از ویژگی های محیط کاری می باشد که از طراحی فکر الهام گرفته است:

 

  • دانشی که به کار گرفته می شود، دانشی عملی است (که در دل یک ایده، تجلی یافته است)، دانشی که نمود آن در عمل نمایان می شود و یا باید هنگام کار، آن را فرا گرفت.
  • مشکلات دارای پاسخ و پایان مشخصی نیستند و می توانند همزمان، هدفی زمانی و یا مالی داشته باشند. ممکن است اهداف، انسان محور هم باشند. همکاری، هدفی است منطقی (مشارکت در فرآیند در برابر مصرف فرآیند).
  • هویت، خلاق است، بدین معنی که به جای فکر کردن درباره اینکه چه چیزی بسازیم، چیزی بسازید که راهی برای تصمیم گیری در مورد این باشد که به چه چیز فکر کنیم.
  • آنها در تعامل با اشیاء فیزیکی و با افراد، ارزش خلق می کنند.

 

حل مشکل منوط به توسعه ایده های خلاقانه جدید بوده و به میزان افکار خطی و یا تجارب قبلی ربطی ندارد. پاسخ درست و نادرست وجود ندارد؛ فقط می توان گفت ایده ای بهتر یا بدتر است. شیوه های خطی برای این نوع مشکلات مناسب نبوده و صرفاً ممکن است به جای تغییری واقعی، سود افزایشی داشته باشند. طراحی فکر در مورد بهینه سازی -از طریق آزمایش و چرخه عبور- از تعریف مشکل به حل مشکل و شاید برگشت به سوی تعریف مشکل است. زیبایی این کار در تکرار و خلاقیت است که از تغییر افزایشی عبور نموده و به جای آن، تغییر کمی خلق می کند.

مولف:

هیئت تحریریه رایورز

منبع:

successfulworkplace.or

سوالی دارید از ما بپرسید
تلفن: 89326444-021

آنچه در این مقاله میخوانید